اسكندر بيگ تركمان

438

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

رعايا و عجزه داشتند بعز انجاح مقرون گردانيده عنان عزيمت بصوب دار السلطنهء اصفهان معطوف داشتند و ديگر باره دولتخانه مباركه نقش جهان محل نزول شهريار گيتى ستان گرديده و تا يك ماه در صفاهان جنت نشان بانجاح مطالب زيردستان پرداختند از سوانح اقبال كه در آن اوقات بمنصه ظهور رسيد آن بود كه چون احمد بيك كرامپا كوتوال قلعهء طبرك در ايام غيبت همايون آذوقه و ما يحتاج بسيار بقلعه كشيده اسباب قلعه‌دارى بروجه لايق سرانجام نموده بود و شاهزادگان در آنقلعه بودند احمد - بيك مورد طعن بدگويان گشته او را باداهاى دور از كار متهم ساختند و بندگان حضرت اعلى هر چند ميدانستند كه اين حكايات فروغى از صدق ندارد اما رعايت طريق حزم و احتياط لازم بود اهالى اصفهان امر بتخريب قلعه طبرك چون قلعهء مذكور را موجب شورش مملكت و اختلال احوال رعيت ميدانستند در تخريب آن مبالغه مينمودند نواب اشرف رضاى اهالى اصفهان جسته بويرانى آن راسخ گشتند اما در باب شاهزاده‌ها و محل توطن ايشان متردد بودند و عموم دولتخواهان عدم ايشانرا كه رايحهء فرمانروائى در دماغ داشتند بر وجود راجح دانسته مبالغه در تضييع ايشان مينمودند و حضرت اعلى رعايت صلهء رحم فرموده رضا بافناء و اعدام ايشان نميفرمودند بالاخره بمصلحت جمهور و رفع افساد مفسدان نزديك و دو ديدهء جهان بينشان را كه چراع فتن و فتور بود از ديدن عارى و عاطل كردند و ايشان [ 297 ] نيز به چند روز در حيات مستعار اميدوار بوده از تفرقهء خاطرى كه آنا فآنا ايشانرا آشفته دماغ داشت آسوده شدند و ايشان را بالموت فرستاده اسباب فراغت و تنعمات ايشان حسب المرام مقرر گشت و قلعهء طبرك را خراب ساختند . بيت فلك را نخستين نه اينست كار * بسى ياد دارد از اين روزگار كشته شدن كور حسن استاجلو و از اصفهان عنان عزيمت بصوب دار السلطنهء قزوين معطوف داشتند در كاشان كور حسن استاجلو كه از عظماى آنطايفه و در خدمت اشرف مشير و مشار اليه بود بمظنه آنكه از تربيت يافتگان زمان مرشد قليخان است و اعتماد را نمىشايد بر دست حسن بيك قورچى چتر بقتل رسيد و از آنجا بدار السلطنهء قزوين تشريف برده حضرت اعلى در ركاب عالى پدر نامدار در مقر سلطنت فلك مدار نزول اجلال فرمودند در آن اوقات محمدى خان تخماق كه از امراى معتبر زمان شاه جنت مكان و امير الامراى چخور سعد بود و بتصاريف زمان و استيلاى روميان از آن ملك برآمده در حدود اردبيل و مغان بسر ميبرد بپايهء سرير اعلى آمده منظور نظر عاطفت گشت بندگان حضرت اعلى زمستان و فصل شتا را در دار السلطنهء قزوين بخرمى گذرانيده بفراغت و كامرانى مشغول بودند .